چكيده

بي گمان، آرامگاه، به استثناي مسجد، بيشتر از هر نوع بناي معماري در ايران دوره اسلامي مورد توجه عام بودهاست. آرامگاه امامزاده ها در نسج جامعه و فرهنگ ايراني ريشه دوانده، كمتر شهري در اين كشور است كه سهمياز چنين بناها نداشته باشد. هر يك از اين امامزاده ها براساس سبك و سياق خاصي بنا شده اند كه يكي از اينسبك هاي معماري سبك آذري است كه با توجه به مشخصات تاريخي، جغرافيايي، ويژگي هاي معماري و بناهاي بازمانده منسوب به سبك آذري مي توان آنرا به معماري اسلامي ايران در دوره ايلخاني (ايراني- مغول) منطبق با آميزش و تركيب و تلفيق معماري جنوب و سنت ها و روش هايي كه از روزگاران كهن، » ساخت و اين سبك

بنابراين هدف اين نوشتار بررسي سبك آذري در .« به حق نام آذري گرفت » پديد آمد و « بومي آذربايجان شده بود معماري امامزادگان كشور با تاكيد بر آرامگاه امامزاده جعفر و گنبد سرخ مراغه است تا با شناخت مشخصات علائم و نشانه هاي اين سبك در ساختار بناهاي تاريخي بتوانيم به يكسري دستورالعمل براي بافت هاي جديد دستيابيم كه برگرفته از معماري اصيل ايراني باشد. يافته ها نشان مي دهد يكي از آثار ارزنده كه با شروع ساخت آن،دوره رازي در معماري ايران به پايان ميرسد، برج يا گنبد سرخ مراغه است كه در افواه مردم آذربايجان به گنبد قرمز معروف است و نقطه عطف و شروع سبك آذري در معماري ميباشد كه تلفيق آجر و كاشي و استفاده از كاشي در تزيين بناهاي تاريخي ايران از مشخصههاي اين دورهاست. همچنين بقعه امامزاده جعفر در حاشيه غربي خيابان هاتف در منطقه 3 شهر اصفهان از بناهاي برج مانند قرن هشتم، كه براساس سبك آذري بنا شده است كه شكل بقعه در قسمت پايين هشت ضلعي و سطح آن كوتاه و مسطح مي باشد.

واژگان كليدي: آرامگاه، امامزادگان، سبك آذري، امامزاده جعفر، گنبد سرخ مراغه 

مقدمه

تاريخ و تمدن چند هزار ساله ايران، با فراز و نشيب هايش باعث شد كه حكومت هاي مختلفي در آن به عرصه ظهور رسد كه مطابق شرايط زمانه خود براساس مولفه هاي موثرتر سياسي، حكومتي، اقتصادي، اجتماعي و ... هر كدام پايه گذار سبكي دراين سرزمين بوده اند. اين سبك ها با ظهور حكومت ها متولد شده، با اقتدار آنها به نقطه اوج خود رسيده، با تضعيف شدن آنها دوران افول خود را طي كرده و با انقراض آنها از يك سبك به سبكي ديگر تغيير شكل داده است. با اين حال پژوهشگران تاريخ هنر و معماري ايران، چون ويلسن، ديماند، هترفر، ويلبر، پوپ، دوري و مارسيه، غالباً دوران 1400 ساله هنر و معماري ايران « سده هاي نخستين » بعد از اسلام را به خاندان هاي مهم حكومتي نسبت داده و تاريخ معماري ايراني اسلامي را تحت عناوين به بحث كشيده اند و جز تني چند از « قاجار » و « صفوي » ،« تيموري » ،( ايراني مغول، يا ايلخانيان ) « مغول » ،« دوره سلجوقي »،11 : 259 ) و ارنست كونل ( 1355 : 36 به نقل از عالم زاده، 1376 ،27 ،18 ،17 ،15 : اينان چون زكي محمد حسن ( 1940 سرباززده اند، تنها ويلبر در ،« سبك » 259 ) بقيه به هيچ توضيحي از بكاربردن اصطلاح فني : 94 به نقل از عالم زاده، 1376 ،43 تحليل اين نكته مي نويسد: چون فرمانروايان اين روزگاران فقط پشتيبان و فراهم كننده زمينه پيشرفت معماري بودند، نه آفريننده آن، به جاي به كار بردن واژه سبك از عنوان سياسي خاندان ها استفاده مي شود، هر چند او خود در جاي جاي، را به كار مي برد(ويلبر، 1346 : ز، 33 « سبك معماري دوره ايلخاني » و گاه « سبك ايلخانان » ،« سبك مغول » كتابش تعبيرات 259 ). در ميان اين پژوهشگران، ظاهراً استاد محمدكريم پيرنيا، است كه نخستين بار در : 35 به نقل از از عالم زاده، 1376 نام هاي » را به كار برده است و به منظور به دست دادن « سبك » آگاهانه واژه ،« سبك شناسي معماري ايران » 1347 ، در مقاله گرفته « نام هاي مغولي، تيموري، قراقويونلو و نظاير آن » ولي « به يك سبك ساخته شده » براي چند بنا كه « منطقي و مناسب اند، اصطلاحاتي نو در پژوهش تاريخ معماري ايران بعد از اسلام عرضه داشته و به پيروي از سبك شناسي شعر فارسي، سبك هاي معماري را به زادگاه هاي آنها نسبت داده و نام هاي خراساني، رازي، آذري و اصفهاني را در معماري ايران پيشنهاد كرده .(44-43 : است(پيرنيا، 1347 سبقه فرهنگي يك شهر را مي توان اصلي ترين عامل در ظهور سبك هاي معماري و مكاتب هنري در آن به شمار آورد. به عبارت ديگر، آنگاه كه دستاوردهاي مادي و معنوي مردمان يك شهر به مرحله اي از بلوغ و باروري برسد، مكتب ساز مي گردد. اگر چه تعدادي از صاحبنظران تاريخ هنر، خواست و فرمان حاكميتها را از جمله عوامل اصلي شكل يابي مكاتب هنري و سبك هاي معماري و شهرسازي مي دانند(وزيري، 1388 ). با توجه به مشخصات تاريخي، جغرافيايي، ويژگي هاي معماري و بناهاي بازمانده منسوب به سبك آذري مي توان آن را به معماري اسلامي ايران در دوره ايلخاني (ايراني- مغول) منطبق ساخت (عالم 259 ). به گفته استاد پيرنيا، هلاكو پس از استقرار در مراغه (در 657 ق/ 1259 م) براي احداث بناهاي مورد نياز : زاده، 1376 خويش، هنرمندان و معماران شهرهايي چون كرمان، يزد و شيراز را به پايتخت فراخواند و بدين سان معماري ايراني، جاني تازه يافت و سبك آذري، در پي دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه، و از تلفيق سبك رازي با معماري 108 ). از مراغه آغاز شد و با نام سبك مغولي راه تبريز و سلطانيه را پيمود و به -107 : شهرهاي جنوبي آذربايجان(پيرنيا، 1354 سراسر ايران و خارج ايران نفوذ كرد و روز به روز آراسته تر شد تا اينكه در اوج درخشش خود شاهكارهاي روزگار فرزندان 45 ). متعاقب تاسيس سلسله ايلخانيان، : 1446 م) را پديد آورد (پيرنيا، 1347 - 850 ق/ 1404 - تيمور و بويژه شاهرخ ( 807 بازسازي خرابيها و ايجاد شهرهاي جديد آغاز مي گردد. در واقع دوران حاكميت ايلخانان را مي توان روزگار اوج آرماني شهرها از لحاظ بازگشت به مباني معماري و شهرسازي پيش از اسلام به حساب آورد. در اين مقطع تاريخي دوره اي در معماري و شهرسازي ايران آغاز مي شود كه هر چند در صدد ايجاد و الگوبرداري از نمونه باستاني آن است، ولي خود نيز با درايت ايرانيان موجود در دستگاه حكومت و علاقمندي حاكمان مجذوب فرهنگ ايراني، طرحي نو در شهرسازي و معماري ايجاد نموده و در راستاي تعالي سبك هاي پيشين، با گوشه چشمي به الگوهاي ساساني گام هاي بلندي برداشته مي شود.

 

 سبک آذری پس از روي كار آمدن ايلخانيان در تبريز شكل گرفته به شالوده اي براي سبك اصفهان دوره صفوي تبديل گشته تا نهايتاً با درايت آگاهي حاكمان صفوي بخصوص شاه عباس تجسم فيزيكي مي يابد. به اعتقاد بسياري از محققان تاريخ معماري و شهرسازي ايران، شيوه آذري در اين دوره توانسته است كلماتي نظير اوج و شكوه و جلال تا تواضع و آرامش و ... را مفهومي كالبدي با آميزش و تركيب و تلفيق معماري جنوب و سنت ها و روش هايي كه از » 21 ).از اين رو اين سبك : بخشد(ذوالفقارزاده، 1387 55 ). بنابراين هدف اين نوشتار : پيرنيا، 1347 ) « به حق نام آذري گرفت » پديد آمد و « روزگاران كهن، بومي آذربايجان شده بود
بررسي سبك آذري در معماري امامزادگان كشور با تاكيد بر آرامگاه امامزاده جعفر و گنبد سرخ مراغه است تا با شناختمشخصات علائم و نشانه هاي اين سبك در ساختار بناهاي تاريخي (بخصوص در نما ها) بتوان به يك سري ضوابط و  موتيف هاي سبكي رسيد كه هم قابل ارائه به طراحان و هم تحقق پذير بوده و قابليت تدوين براي محدوده هاي تاريخي را داشته باشند و حتي المقدور بتوانيم به يكسري دستورالعمل براي بافت هاي جديد دست يابيم كه برگرفته از معماري اصيل ايراني باشد.


سبك آذري در معماري ايران اسلامي

سبک آذری آميزش و تركيب و تلفيق معماري جنوب و سنت ها و روش هايي كه از روزگاران كهن، بومي آذربايجان شده   ولي معلوم نمي شود كه اين سبك از كي و در كجا نام : به حق نام آذري گرفت . ويلبر عقيده دارد، معماري رازي را مي توان شكل ابتدايي سبك آذري دانست. .« و تأكيد بر عظمت و القا عموديت بيشتر در بنااست. البته توجه و اشاره به معاصر بي سابقه نيست. تمايز مي سازد، درباره ويژگي ها « سلجوقي »  و اختصاصات سبك آذري كه آن را از سبك دوره پيشين يعني سبك رازي ظرافت عناصر ساختماني » محققان نظراتي كمابيش مشترك و مشابه دارند كه مهم ترين و برجسته ترين آنها عبارت است از «مشترك با دورة سلجوقي، ظريف تر و آراسته تر و كالبد ساختمان ها سبك تر و نازك تر شده است. سبك شدن كالبد بناها،امكان ساختن پنجره هاي بزرگ تر و ايجاد تجانس ميان ديوارهاي دروني و بيروني را فراهم ساخته است كه نتيجه طبيعي آن، استفاده از پنجره هاي بزرگ و روشنايي بيشتر داخل ساختمان هاست و اين ويژگي در سبك آذري، درست نقطه مقابل ديگر ويژگي عمدة ساختمان هاي تاريك در سبك رازي است(ويلبر، 1346 روش هايي كه آگاهانه براي اين سبك، تأكيد بر ارتفاع بيشتر بناهاست(كونل،264 ).  1355

مرتفع تر نشان دادن بنا به كار گرفته شده است، گر چه همه نسبت به دوره پيش تازه نيست، ولي اگر با هم لحاظ شود با فنون و شيوه هاي دوره سلجوقي تفاوت دارد.


 عناصر شاخص سبك آذري در معماري ايران اسلامي به قرار زير مي باشد:

1 - گنبد سلطانيه( 703 تا 710 هجري): باشكوه ترين ساختمان سبك آذري و شايد كل معماري ايران مي باشد

2-مسجد عليشاه تبريز ( 722 هجري-

 3-مسجد جامع ورامين ( 722 تا 726 هجري): شامل نقش هاي جالب از رديف هاي كاشي آبي همراه با آرايش هاي سفال نخودي.

 4- مسجد جامع يزد ( 725 هجري): اين بنا در سبك رازي با تهرنگ شبستان ستوندار ساخته شد كه امروز چيزي از آن بازنمانده، گنبدخانه و شبستان هاي جنوب ميانسرا در سبك آذري و در زمان شاهرخ در دوره دوم اين سبك، سر در بلند مسجد ساخته شد. در سبك اصفهان دو منار به آن افزوده و در زمان قاجار يك شبستان زمستاني به آن اضافه شد.

5- بقعه پير بكران ( 750 هجري): آرايش مفصل آن شامل كاشي ظريف و گچبري پرمايه است.

 

مقاله و مجلات معماری سبک آذری

1 -باشكوه ترين ساختمان سبك آذري و شايد كل معماري ايران، گنبد سلطانيه ( 703 تا 710 قمري) است كه در كنار آن آرامگاه سلطان محمد خدابنده (الجايتو) ساخته شده است.

2 -بناي سلطانيه تشكيل شده است از يك هشت وجهي كه قطر داخلي آن قريب 26 متر و فاصله بين دو وجه خارجي آن 42 متر است.

3 -نماي دروني گنبد خانه دوبار با گونه هاي گره سازي درهم (كاشي آجر)، كاشي كاري و سفال پيش بر و كاشي مهري و سفال مهري تزيين شده كه بخشي از آن بر جاي مانده است.

4 -گنبد عظيم سلطانيه بر فراز بناي هشت گوشه اي تعبيه شده است. بر روي هركدام از جرز هاي هشت گانه در بالا، آثار 3 متر كه زيباترين معرق كاري مزين شده اند، باقي است. / مناره هايي به قطر يك متر و به بلنداي 5
5 -يكي از خصوصيات اصلي و منحصر به فرد اين گنبد دو جداره بودن آن است و لذا سن پائولزي درباره آن مي گويد: به نظر من نمي توان در دنيا بنايي به اين خصوصيات قبل از بناي سلطانيه پيدا كرد. از اين رو اهميت بنا در دنيا شايان ذكر است.
6 -از نظر معماري، اين مقبره تقليد از هيچ بنايي نيست بلكه اختراعي است براي ساختن بنايي به اين بزرگي مركب از برج هشت گوش و گنبد مكعب. اين بناي تاريخي داراي سه در ورودي بزرگ بوده است كه امروز در ورودي اصلي آن بسته شده است. بنا داراي هشت پلكان مارپيچي و يا حلزوني است كه در بين جرزها جاي گرفته و به طبقات بالا و ايوان ها راه دارند. بر فراز چهار ايوان اصلي و بزرگ، چهار پنجره بزرگ قرار دارد كه روشنايي داخل بنا را تامين مي كنند و همچنين از اين پنجره ها جهت تشخيص زمان نيز استفاده مي شده است.
7 -بي شك اين گنبد يك اثر منحصر به فرد و شاهكار هنر معماري را نشان مي دهد. به گفته آندره گدار: اينك برمي گرديم به يك مرحله مهم از تاريخ هنر ايران، يعني موقعي كه بزرگ ترين گنبد در اين كشور به آسمان برخاست و براي مدتي پيروزي .(53-52 : سبك شناسي معماري و شهرسازي اصفهان، 1389 )« هنر ساختمان را به هنر تزييني تأ مين نمود

ويژگي هاي سبك آذري در گنبد سرخ مراغه

آذربايجان از دوران سلجوقيان، به خصوص قرن ششم آثار ارزنده اي چون: گنبد سرخ، گنبد كبود، برج مدور برپاست كه هر يك از نظر هنر معماري دوران سلجوقي از ارزش و اعتباري در زمينه هنر آجركاري و تزئين نماي بنا با آجر و كاشي از نمونه هاي كم نظير در هنر معماري ايران به شمار مي روند(حصيري: 1388 :100 .(يكي از اين آثار ارزنده برج يا گنبد سرخ است كه در افواه مردم آذربايجان به گنبد قرمز معروف است يكي از قديميترين بناي دوره اسلامي در استان آذربايجان شرقي است كه در قسمت جنوب غربي شهر مراغه در جنب گورستان آقا و سمت غربي جادهي هشترود واقع شده كه ميان پنج بقعه مراغه قديمي ترين مي باشد. بنايي است مربع به ضلع قريب پنج متر، گنبدي مقرنس دارد كه هنوز باقي است. در سالف ايام سقفي به شكل هرم مثمن داشته كه جز قسمت سفلاي آن چيزي بر جاي نيست. اين بقعه مركب است از اطاقي كه بر سكوي بلندي قرار دارد. در ميان سكو دخمه يا زيرزميني ساخته اند كه پايه هاي طاق آن از جانبي بر ديوار تكيه دارد و از طرفي بر ستون مربعي (به ارتفاع حدود 90 سانتيمتر و به ضلع 60 سانتيمتر) كه در وسط دخمه نصب كرده اند. اين دخمه به هيچ وجه به اطاق بالا راهي ندارد. نظر به استحكام بنا به واسطه ستون هاي زوايا تمام جلوخان مثل اين است كه قاب درگاه باشد اين بيان را روشن مي كند(بيگ بابالو، 1388 :675.( درگاه در زير طاقي با تناسب قرار دارد و بر فراز آن بدنه پر نقش و نگاري است كه اطرافش را يك كتيبه كوفي احاطه نموده است، در بالاي هلال درگاه كتيبه كوفي ديگري وجود دارد. سكو را از سنگ تراش بالا آورده اند، سرستون هاي زوايا و همچنين سرستون هاي كوچكي كه در هر ضلع گنبد تكيه گاه طاق نمائي محسوب مي شود از سنگ است. سه پهلوي شرقي و غربي و جنوبي گنبد هر يك داراي دو طاق نماي آجري با طرح هاي تزئيني و سرطاق منقش تخميري است. پهلوي شمالي كه مدخل اطاق بالا در آن تعبيه شده، داراي يك طاق نماي جالب عميق است كه بالاي آن با نقش و نگار تخميري و كاشي هاي ساده آبي رنگ متداول دوره سلجوقي تزئين يافته است و از لحاظ تزئين با كاشيكاري آبي رنگ و آجركاري و گنچ بري ظريف و كتيبه هاي كوفي آجري و نقش و نگارهاي گوناگون جلوه خاصي به اين بنا داده است(بيگ بابالو، 1388 :675-676 .(با شروع ساخت اين بنا، دوره رازي در معماري ايران به پايان ميرسد. اين بنا نقطه عطف و شروع سبك آذري در معماري ميباشد كه تلفيق آجر و كاشي و استفاده از كاشي در تزيين بناهاي تاريخي ايران از مشخصههاي اين دورهاست. نام باني بنا و تاريخ احداثش را ميتوان از كتيبه جبهه شمالي و نام سازندهاش را از كتيبه غربي ملاحظه نمود. آنچه از اين كتيبهها برداشت ميگردد، اين است كه بناي گنبد سرخ در سال 542 ق بهدستور «عبدالعزيز بن محمود بن سعد يديم» والي آذربايجان در دوره سلجوق و به دست «بنيبكر محمد بن بندان بن محسن معمار» ساخته شدهاست. از امتيازات مهم تزئيني اين بنا اختلاط كاشي فيروزه اي و آبي در زمينه آجري و همچنين گچ بري و نقوش هندسي آن است. چهار روزن در اطراف باز مي شود كه از داخل چون نگاه كنيم در ريشة گنبد واقع است و از خارج چون بنگريم در چهار جهت دايره قرار گرفته است كه سقف را بر آن افراشته اند(بيگ بابالو، 1388 :676 .(به طور كلي گنبد سرخ، بنايي مربعشكل است و با آجر قرمز ساخته شده است. متشكل از سردابه و اتاق اصلي كه بر روي سكوي سنگي قرار دارد و با هفت رديف پله ميتوان به آن دسترسي يافت. پنج پله در جلوي سكو واقع شده و پله ششم و هفتم جزء آستانه درگاه محسوب ميشوند. در چهار پهلوي بنا چهار نيم ستون ساخته شده كه طرح آجركاري دونيم ستون رو بشمال شبيه بهم و ستون هاي جنوبي نيز شبيه به يكديگر مي باشند. قسمت طاق بنا پر از نقش و نگار تجميري مركب از نقوش هندسي است. يك كتيبه به خط كوفي ساده نيز دارد(قيوم، 1350 :77.

مقاله و مجلات معماری سبک آذریمقاله و مجلات معماری سبک آذری

ازارهي بنيان بنا از نوعي سنگ سفيد و ديوارهاي اصلي با آجر و ملاط گچ و شن ساخته شده است. سرداب داراي طاقي ضربي است كه در جوانب به وسيلهي ديوارها و در وسط توسط ستوني آجري به ضلع 60 و ارتفاع 90 سانتيمتر حمالي ميشود. در سمت شرقي دري وجود داردكه سردابه را به بيرون از بنا مربوط ميسازد. بخش بالايي اتاقي است كه گنبد آن بر مقرنسهايي نهاده شده است. در گذشته اين گنبد داراي پوشش بيروني هرمي هشت گوشي بوده كه بقاياي پايههاي آن هنوز هويداست. نماي اصلي بنا رو به شمال است و در جلوي آن پلكاني سنگي با پلههايي است كه دو پلهي بالايي، پيشخوان بنا را تشكيل داده است. نماي اصلي كه ميان ستونهاي تنومند زوايا استقرار يافته چون چارچوبي وسيع و مجلل براي در بنا عمل ميكند. خود در كه چارچوبي با ابعاد متناسب آن را در بر گرفته داراي سرطاقي مزين به اربكهاست كه كتيبهاي به خط كوفي آن را دور زده است. بالاي سرطاق درگاه، كتيبهي ديگري به خط كوفي ديده ميشود. هر يك از اضلاع جانبي و عقبي بنا با دو طاقنما و يك كتيبهي نواري شكل عريض آذين شده است. بنا داراي چهار پنجره است كه از داخل در گردن گنبد و از خارج در چهار ضلع اصل هشت گوشهاي كه سقف را بر آن نهادهاند، قرار گرفته است. روزنههاي ديگري نيز در كتيبههاي نواري شكل اضلاع غربي، جنوبي و شرقي گشودهاند؛ ولي بدون شك اين روزنهها هيچ ارتباطي با تركيب اوليهي ساختمان نداشته است. ازارهي بنا و نيز سرستونهاي زوايا و سرستونهاي متعلق به پايههاي كوچكي كه سرطاقهاي اضلاع ثانوي را بر دوش دارند، از سنگ و بقيهي بنا تماما از آجر قرمز رنگ است و به خاطر همين رنگ آجرها، بنا بدين نام خوانده شده است. آجرها به نحو بسيار شايستهاي بر روي هم چيده شده است و در لابهلاي آنها، كلوكهاي كاشي فيروزهاي قرار دادهاند كه جلوهاي خاص به بنا داده است. همچنين كتيبهها و نيز نقوشي هندسي كه با آجر سرخ تراشيده و آجر و كاشي مينايي رنگ، بر بالاي درگاه بنا ساخته شده است، بر زمينهاي از گچ خودنمايي ميكنند. اين كتيبه ها با نقوشي از گل و برگهايي كه آثاري از رنگ آبي بر آنها ديده ميشود، آذين شدهاند. داخل بنا با اندودي از گچ پوشيده شده و تنها تزيين آن، منحصر به طاقنماهاي دوقلو با ستونهاي كوچك، مشابه طاقنماهايي كه سه ضلع از اضلاع خارجي بنا را آذين ميكند، است. نام و القاب كسي كه دستور احداث اين بنا را داده همچنين تاريخ انجام كارهاي ساختماني، در كتيبههاي نماي شمالي آمده است.


مقاله و مجلات معماری سبک آذری

كتيبه هاي طرف شرقي و جنوبي، آيات قرآني و كتيبه ي نماي غربي، نام سازندهي بناست. مفاد كتيبه ي سردر چنين است: «امر ببناء هذه القبه الامير الرئيس العالم فخرالدين عمادالاسلام قوام اذربايجان ابوالعزّ عبدالعزيز بن محمود بن سعد يديم االله علاه.» و «بُني المشهد في الحادي عشر من شوال سنه اثنين و أربعين و خمسمائه» (542 هـ.ق) و كتيبه ي ضلع غربي: «عمل العبد المذنب الراجي الي عفواالله بني بكر محمد بن نيدان البناء بن المحسن معمار». با توجه به وجود شناسنامه ي كامل شخصيت مدفون در بنا، نامبرده بر ما شناخته شده نيست. عنوان «قوام آذربايجان» و نيز احداث بنا ميرساند كه اين شخص يكي از اميران سلسله ي كوچك «احمد يلي» است كه در اين عصر بر مراغه حكمراني داشته و همواره مدعي حكومت تبريز نيز بودهاند. به رغم گمنامي اين خاندان ميدانيم كه در سال ساخت بنا، حاكم مراغه، آقسنقر دوم بوده كه اين عنوان را بدون شك بعد از فوت پدرش – آق سنقر اول – از سال 527 ،سال 564هـ.ق دارا بوده است. در اين سال اتابك پهلوان – فرزند ايلدگز – حكومت مراغه را به برادرش علاء الدين و ركنالدين تفويض كرد. بر اين اساس عليرغم وجود كتيبه ي خوانا و كامل شخصيت تاريخي مدفون در بنا براي ما ناشناخته است. با توجه به منابع تاريخي به نظر ميرسد كه مسترشد – خليفهي عباسي – نيز در اين گنبد به خاك سپره شده باشد. در كتابهاي «تاريخ گزيده»، «النقض» و «حبيب السير» آمده كه خليفه در سال 529هـ.ق به دست سلطان مسعود سلجوقي گرفتار شد و در حبس به دست فداييان (ملاحده) به قتل رسيد. جسد وي را به مراغه بردند و در مقبرهي يكي از اتابكان آذربايجان مدفون كردند. در تاريخ فخري نيز آمده است: «قبر مسترشد اكنون در مراغه معروف است و گنبدي زيبا روي آن ساختهاند و من در سال 697هـ.ق، هنگامي كه به مراغه رفتم،آن را ديدهام.» البته از آنجايي كه تاريخ ساخت بنا متأخرتر از تاريخ فوت خليفه است، قبول چنين نظري مشكل به نظر ميرسد. اگر كسي در حال حاضر ميخواست آرامگاهي بسازد قطعاً آنقدر هنر در گوشه ديوار آن به خرج نميداد. اين طرح پيچيده و دقيق به قدري با تناسب و موزون است كه خود به منزله شاهكاري از هنر معماري است.ئآجر تراشي از ابتكارات معماران ايراني است و در كشورهاي ديگر معمول نبوده است. آجرهاي قرمز را به قطعات مورد نظر ميتراشيدند و روي بنا كار ميگذاشتند و بوسيله فرورفتگي و پيشآمدگيها، نقوش و تزئيناتي ايجاد مينمودند كه روي ديوار سايه و روشن مطبوعي ايجاد ميكرد. اينطور بنظر ميرسد كه فن آجر تراشي از قرن پنجم در ايران معمول گرديد و يكي از نمونههاي خوب آن، برج سلطان مسعود سوم در غزنه ميباشد كه تاريخ 508 دارد. بالاي در ورود طاق نماي كوچك، يا قوس شكسته، كه آن نيز از ابتكارات معماران ايران است، ديده ميشود. نيمرخ نواري قوس بسيار مشكل و پيچيده است و قابل مقايسه با نيمرخ گوشههاي ديوارهاي بنا است. داخل اين قوس با آجر تراشيده نقشي به صورت دايرههاي متقاطع بوجود آوردهاند و براي نخستين بار كاشيهاي تراشيده نيز بكار رفته است. اين نقش مركزي در داخل كتيبهاي كه به خط كوفي نوشته شده قرار گرفته است. متن كتيبه نيز در آجر تراشيده شده و چون كم رنگتر از زمينه آن است به خوبي نمايان گرديده. كتيبه گنبد سرخ (543 هجري) از نظر زيبايي و تناسب به پاي كتيبه هاي برج سلطان مسعود در غزنه (508 هجري) نميرسد. با اين حال براي اينكه تمام مطلب مورد لزوم در بالاي سر در جاي داده شود سليقه و ذوقي بكار برده شده است. تاريخ ايران در اواخر دوره سلجوقيان به قدري پيچيده است كه تشخيص قوام آذربايجان در اين تاريخ كار مشكلي است و به هر حال مربوط به تاريخ است و از حدود تاريخ هنر خارج ميشود. هنر آجر تراشي و تزيين ابنيه بوسيله آجرهاي تراشيده كه از قرن پنجم هجري در ايران معمول گرديد تا اواخر قرن ششم راه تكامل خود را پيمود. در آن تاريخ گچبري جاي آجر تراشي را گرفت و محرابهاي زيبا از گچبريده در مسجد جامع اصفهان و مسجد ورامين و مسجد جامع اردستان و قزوين و بسياري از نقاط ديگر ايران ساخته شد. از اوايل قرن نهم هجري كاشي تراشي در ساختمانها معمول شد و بناي در امام و آرامگاه هارون در اصفهان بهترين نمونههاي كاشي هاي فوق در زمان گذشته ميباشد. در عهد سلطنت شاه عباس كاشيهاي هفت رنگ جانشين تمام انواع قبلي شد و مسجد شاه اصفهان با كاشيهاي هفت رنگ ساخته شده است ً . در زمان شاه سلطان حسين مجددا سبك كاشي هاي معرق معمول شد و يكي از بهترين نمونه هاي آن طاق هشتي ورودي مدرسه مادر شاه در اصفهان ميباشد. در اين زمان رنگهاي جديدي وارد معرق كاري با كاشي شد و خصوصاً يك نوع رنگ زرد روي كار آمد كه جلوه مخصوصي به معرق كاري يا كاشي داد. در قرن 13 هجري كاشي تراشان براي تزيين بناهاي كشور ما به كار خود ادامه دادند ولي اين بار قطعات تراشيده كاشي بزرگتر از سابق بود و نمونه اين گونه ابنيه كه در دو قرن اخير در ايران ساخته شده در كاخ گلستان و بسياري از ابنيه قزوين و نقاط ديگر ايران ديده ميشود(بهنام، 1342 :3-4.( گنبد سرخ در اثر استحكام بنا و مصون بودن از خرابكاري هاي وارده بدست اشخاص بي علاقه و همچنين در نتيجه تعميرات انجام يافته با تصويب اداره كل باستانشناسي وزارت فرهنگ نسبت به ساير ابنيه مراغه آبادتر مانده و اميد است در سال هاي بعد با انجام تعميرات ضروري در نگاهداري اين اثر تاريخي قدمهاي موثري برداشته شود(سلماسي زاده، 1352 :651.( به طور خلاصه مهمترين ويژگي هاي سبك آذري در گنبد سرخ مراغه را مي توان موارد زير بر شمرد: - افزايش ارتفاع اتاق ها و تالارها نسبت به اندازه افقي آنها. - بلندتر و بارك تر ساختن ايوان ها. از ويژگي هاي اين سبك، ايوان بلند و باريك سردر است كا غالباً يك جفت مناره در دو سوي آن، بلندي آن را بيشتر مي نماياند. - افزودن به بلندي گنبدها از طريق بر پاداشتن گنبدهاي دو پوشه (دو لايه يا دو پوسته). استفاده از گنبدهاي دو پوشه، دست سازندگان اين نوع بناها را در بلندتر ساختن آنها باز كرد، زيرا ديگر مشكلي در حفظ رابطة نسبي معين ميان عرض و طول تالارها با ارتفاع آنها وجود نداشت، بلكه فقط كافي بود تا هر اندازه كه مي خواستند و امكانات به آنان اجازه مي داد به ارتفاع پوشه خارجي گنبد بيفزايند. در اين سبك با بلند تر شدن پوشش بيروني گنبدها، ارتفاع استوانة گنبد نيز افزايش يافت و بدين سان گنبد كاملا از ديوارهاي پايين جدا و نمايان شد. اين شيوه كار، تكامل گنبد سازي را در اين سبك نسبت به دوره سلجوقي كه پايه گنبد در پس ديوارها پنهان مي ماند، آشكارا نشان مي دهد. - كوشش آگاهانه در جهت ايجاد شباهت و تجانس ميان طرح گنبدهاي بيضي شكل نوك تيز(نوك دار) و مقطع نوك تيز راهروها و قوس هاي ديوارها. - عنايت به برجسته تر ساختن گنبد با پوشاندن آن با سفال هاي لعابدار نيلي رنگ. - مقرنس كاري كه از خصوصيات معمولي معماري سلجوقي بود، در اين سبك كامل تر، مفصل تر و متنوع تر شد. برخي از ويژگي هاي مقرنس كاري هاي اين سبك، نظير مقرنس كاري گچي معلق، رواج سفيد كاري تمام مقرنس، گرد آمدن همه مجموعه مقرنس در جاهاي هرم شكل يا در مركز به منظور جلوگيري از پخش تاثير تزييني بر روي همه دستگاه مقرنس، در دوره سلجوقي ديده نمي شود. از ديگر ويژگي هاي برجسته آرايش هاي معماري در اين سبك، مهارت فوق العاده در گچ كاري و به كار بردن آن در انواع گوناگون است، نظير توپي هاي ته آجري، روكشي مسطح، برجسته كاري، گچ كاري رنگي است(عالم زاده، 1376 :264-265 
مسجد كبود تبريز ( 867 هجري)

مسجد كبود تبريز آواز قوي سبك آذري است و در زمان خود به فيروزه اسلام نام آور بوده است.

مقاله و مجلات معماری سبک آذری

 مقاله و مجلات معماری سبک آذری

 

 تهرنگ اين مسجد كه بدون ميانسرا مي باشد از مسجد شاه ولي تفت برگرفته شده و پس از آن نيز در مسجد شيخ لطف االله بكار رفت. اين يكي از معدود مسجدهاي تماماً مسقف ايران است كه آب و هواي سخت تبريز آن را ايجاب مي كرد. اين بنا با آرايش الوان تازه اش، استفاده از رنگ هاي تازه و زيبا و صنعتگران برجسته، رقيب در خوري براي مسجد گوهرشاد مي توانست باشد. در نماي دراز آن 50 متر، كه برج هاي گرد در گوشه ها منتهي مي شود و در اصل بر روي آنها مناره هاي بلندي قرار داشته، تاثير سبك آذري به چشم مي خورد. همه اندام ساختمان با كاشي آجر (معقلي) و كاشي تراش (معرق) تزيين شده است. كاشي آجر (معقلي)، معرق، كتيبه برجسته و كاربنديهاي گوناگون، كه همه در چنان اندازه اي از زيبايي است كه تنها بايد آنها را چنانكه به نواي دلپذيري در آرامش محض گوش مي دهند، با چشم دل نگريست. تزيينات سراسر آن برجسته و بسيار متنوع است. مانند بسياري از مساجد شكل طناب ضخيمي به رنگ فيروزه اي تند (لاجوردي) هلالي سردر را احاطه كرده. كتيبه هاي سفيد درخشان بر بستري از نقش هاي تنگاتنگ گل و بوته قرار گرفته، كه همه از كاشي هاي معرق با غنا و پيچيدگي بي نظيري ساخته شده است. در همه جا سرشاري رنگ هاي ناب و تند، كه در آن مايه آبي روشن نمايان تر است، با نقش نيرومندتر و اصيل تركيب و با تجسم و قضاوتي صحيح توزيع شده است. بيرون گنبد اصلي با اسليميهاي سفيد برجسته روي زمينه فيروزه اي تزيين شده بود، گنبد كوچكتر هم با ستاره هاي سفيد و برجسته روي زمينه سياه 

 

مقاله و مجلات معماری سبک آذری

 

ويژگي هاي سبك آذري در بقعه امامزاده جعفر 

 

در حاشيه غربي خيابان هاتف و مقابل كوچه امامزاده اسماعيل بناي امامزاده جعفر واقع شده است. بقعه جعفريه از بناهاي برج مانند قرن هشتم و از دوره حكمراني ايلخانان مسلمان مغول است. مصالح: گنبد جعفريه به صورت برجي هشت ضلعي و نمونه كاملي از مقابر دوره حكمرانان مغول محسوب مي شود و نظاير آن در آذربايجان و بعضي ديگر از نقاط ايران ديده مي شود شكل بقعه در قسمت پايين هشت ضلعي و سطح آن كوتاه و مسطح مي باشد و چنين به نظر مي رسد كه گنبدي هرمي شكل داشته كه اكنون از ميان رفته است. گنبد فعلي تزئينات مختصر از كاشي دارد. اين بنا در سابق در قسمت نماي خارجي گنبد يك جفت كتيبه وجود دارد. اولين كتيبه به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه فيروزه اي شامل آياتي از قرآن مجيد است. بر لوحه بالاي در ورودي امامزاده جعفر با خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي صلوات بر چهارده معصوم نوشته شده است(سبك شناسي معماري و شهرسازي اصفهان، 1389 :53-60.(

ويژگي هاي سبك آذري در بقعه امامزاده جعفر به اين قرار است: 1 -ويژگي هاي زماني در اين سبك بسيار كارساز بود. در آن زمان نياز به ساخت ساختمان هاي گوناگوني بود كه بايد هر چه زودتر آماده مي شدند. از همين رو در روند ساختمان سازي شتاب مي شد. پس به پيمون بندي و بهره گيري از عناصر يكسان (مانند كاربندي در سازه و آرايه) روي آوردند تا دستاوردشان با اندام و سازوار باشد. 2 -يكي ديگر از ويژگي هاي ديگر معماري اين سبك بهره گيري بيشتر از هندسه در طراحي معماري است. گوناگوني طرح ها در اين سبك از همه بيشتر است. بهره گيري از هندسه و تنوع در طراحي در تهرنگ ساختمان در بيرون زدگي در كالبد و تو رفتگي در آن نمودار است. 4 -در سبك رازي، آجر كاري نماسازي همراه با سفت كاري انجام مي شد و ساختمان پايدار و نماسازي آن ماندگارتر در مي آمد. اما در سبك آذري، نخست ساختمان با خشت يا آجر و سنگ لاشه يا كلنگي، با شتاب و بگونه زيره (بدون نما) سفت كاري مي شد. سپس آمود و نماسازي به آن افزوده مي شد كه يا با پوسته اي از آجر، گره سازي آجري و گل انداز و رگچين بود يا با گچ، اندود و نقاشي روي آن مي شود. گاه نيز گره سازي آجري با كاشي و گره سازي درهم (معقلي) براي تزيين بكار مي رفت. 5 - يكي ديگر از گونه هاي تزيين، كاشي تراش يا معرق بود كه تا پيش از آن كمتر بكار رفته بود. كاشي تراش يا معرق كاري در اين سبك بسيار پيشرفت كرد. سپس در دوره دوم اين سبك بهره گيري از كاشي هفت رنگ و كاشي در خشتي برخي ساختمان ها باب شد.

مقاله و مجلات معماری سبک آذری

نتيجه گيري

سابقه فرهنگي يك شهر را مي توان اصلي ترين عامل در ظهور سبك هاي معماري و مكاتب هنري در آن به شمار آورد. به عبارت ديگر، آنگاه كه دستاوردهاي مادي و معنوي مردمان يك شهر به مرحله اي از بلوغ و باروري برسد، مكتب ساز مي گردد. اگر چه تعدادي از صاحبنظران تاريخ هنر، خواست و فرمان حاكميتها را از جمله عوامل اصلي شكل يابي مكاتب هنري و سبك هاي معماري و شهرسازي مي دانند. با توجه به مشخصات تاريخي، جغرافيايي، ويژگي هاي معماري و بناهاي بازمانده منسوب به سبك آذري مي توان آن را به معماري اسلامي ايران در دوره ايلخاني (ايراني- مغول) منطبق ساخت. به گفته استاد پيرنيا، هلاكو پس از استقرار در مراغه (در 657 ق/ 1259م) براي احداث بناهاي مورد نياز خويش، هنرمندان و معماران شهرهايي چون كرمان، يزد و شيراز را به پايتخت فراخواند و بدين سان معماري ايراني، جاني تازه يافت و سبك آذري، در پي دگرگوني هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي حاكم بر جامعه، و از تلفيق سبك رازي با معماري شهرهاي جنوبي آذربايجان از مراغه آغاز شد و با نام سبك مغولي راه تبريز و سلطانيه را پيمود و به سراسر ايران و خارج ايران نفوذ كرد و روز به روز آراسته تر شد تا اينكه در اوج درخشش خود شاهكارهاي روزگار فرزندان تيمور و بويژه شاهرخ (807 -850 ق/ 1404 -1446 م) را پديد آورد. متعاقب تاسيس سلسله ايلخانيان ، بازسازي خرابيها و ايجاد شهرهاي جديد آغاز مي گردد. در واقع دوران حاكميت ايلخانان را مي توان روزگار اوج آرماني شهرها از لحاظ بازگشت به مباني معماري و شهرسازي پيش از اسلام به حساب آورد. يافته هاي پژوهش نشان مي دهد بقعه امامزاده جعفر در حاشيه غربي خيابان هاتف و مقابل كوچه امامزاده اسماعيل در منطقه 3 شهر اصفهان از بناهاي برج مانند قرن هشتم و از دوره حكمراني ايلخانان مسلمان مغول است كه براساس سبك آذري بنا شده است گنبد جعفريه براساس ويژگي هاي سبك آذري به صورت برجي هشت ضلعي و نمونه كاملي از مقابر دوره حكمرانان مغول محسوب مي شود و نظاير آن در آذربايجان و بعضي ديگر از نقاط ايران ديده مي شود. شكل بقعه در قسمت پايين هشت ضلعي و سطح آن كوتاه و مسطح مي باشد و چنين به نظر مي رسد كه گنبدي هرمي شكل داشته كه اكنون از ميان رفته است. گنبد فعلي تزئينات مختصر از كاشي دارد. اين بنا در سابق در قسمت نماي خارجي گنبد يك جفت كتيبه وجود دارد. اولين كتيبه به خط ثلث سفيد معرق بر زمينه فيروزه اي شامل آياتي از قرآن مجيد است. بر لوحه بالاي در ورودي امامزاده جعفر با خط ثلث سفيد معرق بر زمينه كاشي لاجوردي صلوات بر چهارده معصوم نوشته شده است. همچنين يافته ها نشان مي دهد يكي از آثار ارزنده كه با شروع ساخت آن، دوره رازي در معماري ايران به پايان ميرسد، برج يا گنبد سرخ مراغه است كه در افواه مردم آذربايجان به گنبد قرمز معروف است و نقطه عطف و شروع سبك آذري در معماري ميباشد كه تلفيق آجر و كاشي و استفاده از كاشي در تزيين بناهاي تاريخي ايران از مشخصههاي اين دورهاست كه يكي از قديميترين بناي هاي دوره اسلامي در استان آذربايجان شرقي است كه در قسمت جنوب غربي شهر مراغه در جنب گورستان آقا و سمت غربي جادهي هشترود واقع شده كه ميان پنج بقعه مراغه قديمي ترين مي باشد. بنايي است مربع به ضلع قريب پنج متر، گنبدي مقرنس دارد كه هنوز باقي است. در سالف ايام سقفي به شكل هرم مثمن داشته كه جز قسمت سفلاي آن چيزي بر جاي نيست. اين بقعه مركب است از اطاقي كه بر سكوي بلندي قرار دارد. در ميان سكو دخمه يا زيرزميني ساخته اند كه پايه هاي طاق آن از جانبي بر ديوار تكيه دارد و از طرفي بر ستون مربعي (به ارتفاع حدود 90 سانتيمتر و به ضلع 60 سانتيمتر) كه در وسط دخمه نصب كرده اند. اين دخمه به هيچ وجه به اطاق بالا راهي ندارد. نظر به استحكام بنا به واسطه ستون هاي زوايا تمام جلوخان مثل اين است كه قاب درگاه باشد اين بيان را روشن مي كند. درگاه در زير طاقي با تناسب قرار دارد و بر فراز آن بدنه پر نقش و نگاري است كه اطرافش را يك كتيبه كوفي احاطه نموده است، در بالاي هلال درگاه كتيبه كوفي ديگري وجود دارد. سكو را از سنگ تراش بالا آورده اند، سرستون هاي زوايا و همچنين سرستون هاي كوچكي كه در هر ضلع گنبد تكيه گاه طاق نمائي محسوب مي شود از سنگ است. سه پهلوي شرقي و غربي و جنوبي گنبد هر يك داراي دو طاق نمابي آجري با طرح هاي تزئيني و سرطاق منقش تخميري است. پهلوي شمالي كه مدخل اطاق بالا در آن تعبيه شده، داراي يك طاق نماي جالب عميق است كه بالاي آن با نقش و نگار تخميري و كاشي هاي ساده آبي رنگ متداول دوره سلجوقي تزئين يافته است و از لحاظ تزئين با كاشيكاري آبي رنگ و آجركاري و گنچ بري ظريف و كتيبه هاي كوفي آجري و نقش و نگارهاي گوناگون جلوه خاصي به اين بنا داده است. از امتيازات مهم تزئيني اين بنا اختلاط كاشي فيروزه اي و آبي در زمينه آجري و همچنين گچ بري و نقوش هندسي آن است. چهار روزن در اطراف باز مي شود كه از داخل چون نگاه كنيم در ريشة گنبد واقع است و از خارج چون بنگريم در چهار جهت دايره قرار گرفته است كه سقف را بر آن افراشته اند. 

منابع

 اولین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی [1 [بهنام، عيسي، (1342 ،(گنبد سرخ مراغه، مجلهي هنر و مردم، ش 8. [2 [بيگ باباپور، يوسف، (1388 ،(كتيبه هاي آجري خط كوفي در هنر معماري سده ششم هجري (گنبد سرخ مراغه - دوره سلجوقي)، پيام بهارستان، سال دوم، شماره 5. [3 [پيرنيا، محمد كريم، (1347 ،(سبك شناسي معماري ايران، يادنامه پنجمين كنگره بين المللي باستان شناسي و هنر ايران، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و هنر. [4 [پيرنيا، محمد كريم، (1354» ،(سبك آذري» فرهنگ معماري ايران، سال اول، شماره 1. [5 [حسن، زكي محمد، (1940 ،(الفنون الايرانيه في العصر الاسلامي، قاهره، دارالآثار العربيه. [6 [حصيري، افسانه، (1388 ،(مزارات مراغه، نشريه اطلاع رساني و كتابداري- كتاب ماه تاريخ و جغرافيا، شماره 137. [7 [ذوالفقارزاده، حسن، (1387 ،(اصول وخصال شيوه آذري (هنر و معماري و شهرسازي)، خلاصه مقالات گردهمايي مكتب تبريز در دوره ايلخانيان و آل جلاير، خردادماه 1387 ،تبريز: دانشگاه هنراسلامي تبريز. [8 [سبك شناسي معماري و شهرسازي اصفهان در راستاي تدوين ضوابط سيما و منظر شهري، (1389 ،(معاونت شهرسازي و معماري شهرداري اصفهان، دفتر معماري و طراحي شهري. [9 [سلماسي زاده، جواد، (1352 ،(گنبد سرخ يا گنبد قرمز مراغه، نشريه ادبيات و زبان ها وحيد، دوره يازدهم، شماره ششم. [10 [عالم زاده، هادي، (1376 ،(سهم آذربايجان در معماري ايران اسلامي، نامه پژوهش، شماره4. [11 [قيوم، سيد، (1350 ،(تاريخچه معماري ايران در دوره سلاجقه، نشريه ادبيات و زبان ها هلال، شماره 117. كونل، ارنست، (1355 ،(هنر اسلامي، تهران، توس. [12 [گدار، آندره، (1367 ،(آثار ايران، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، مشهد، بنياد پژوهش هاي اسلامي آستان قدس رضوي. [13 [وزيري، علينقي،(1388 ،(تاريخ عمومي هنرهاي مصور: قرون وسطي و دوران اسلامي، تهران: انتشارات دانشگاه تهران. [14 [ويلبر، دونالد، (1346 ،(معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان، ترجمه عبداالله فريار، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب.  نسا خزاعي ، حافظ مهدنژاد، فرياد پرهيز محمد رسولي 

 

تهیه کننده :گروه معماری آلند

 

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد